صفى الدين محمد طارمى
338
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
باب البصيرة قال اللّه تعالى : قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي « 1 » . [ معناها ] البصيرة ما يخلّصك عن الحيرة . بتحقيق كه مقرّر شد آنكه بصيرت عقل منوّر است به نور قدس كه سرمه كشيده شده است به نور هدايت حقّ ؛ پس خطا نمىكند در عيان ، و محتاج نمىشود به دليل و برهان ، بلكه مىبيند حقّ را در حالى كه ظاهر و مكشوف است ، و نفى مىكند باطل را در حالى كه مضمحلّ و دور كرده شده است ؛ پس خلاص مىشود از حيرت و راه نمىدهد از براى شبههاى . و هي على ثلاث درجات : الدرجة الاولى : أن تعلم أنّ الخبر القائم بتمهيد الشريعة يصدر عن عين لا تخاف عواقبها ؛ فترى من حقّه أن تلذّه يقينا ، و تغضب له غيرة . « خبر قائم به تمهيد شريعت » چيزى است كه خبر داده است به او رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . پس به درستى كه مطلق خبر او ممهّد است از براى دين قويم و شريعت حقّه ؛ پس سزاوار است از براى تو آنكه متحقّق نمايى ( و نيك بدانى ) به نور بصيرت خود آنچه « صادر مىشود از عين » يعنى از ذات محقّهء صادقه ، خبر نمىدهد مگر از عيان و تكلّم نمىكند مگر به چيزى كه او حقّ مطابق است از براى آنچه در نفس الأمر است ؛ پس مىباشد عاقبت اتّباع او خير و سلامت و نجات و
--> ( 1 ) . يوسف / 108 .